اسم من کوثر (رها)ست و متولد سال 1372 ورود شما را خوش امد میگم قدمتون رو چشم این وبلاگ وبلاگی است درباره ی ناگفته های دل من در چمنزار اندیشه. امیدوارم این وبلاگ رو به دوستان دیگر هم معرفی کنین راستی اگه عضو باشگاه پرواز هستین برام پیام بذارین
کد Ùx85تØxadرک کردÙx86 عÙx86Ùx88اÙx86 Ùx88ب
-->-->-->ãx82µãx82¯ãx83©åx92²ãx81x91ãx81£

-->-->-->
دیروز در درونم ستیز بود،ستیزی میان من ومن...
من می گفتم و او می گفت. با هم برگ های عمرم را ورق زدیم. به جایی رسیدیم که دیگر من معنا نداشت. کسی را یافتم که وجودش پر بود از من. من را دوست داشت به خاطر خودم نه به خاطر..... بگذریم.
حرف هایش در عمق قلبم رسوخ می کرد. شب های زیادی به او خیره شدم. دیدم دارد با خدا حرف می زند،به خاطر من. گریه می کند به خاطر من. خوشبختی ام را از خدا می خواهد، شادی ام را می خواهد...
بند بند انگشتانش را می ستایم و می بوسم و با تمام وجود بر سر قله های عشق می ایستم و می گویم:
مادرم ، دوستت دارم